آموزش علوم به روش فعال
متخصصان آموزش علوم تجربي بر این باورندکه با در نظر گرفتن مزايا و معايب هر يک از اين رويکردهاي چهارگانه، تنها در صورتي ميتوان از مزاياي همه آنها بهرهمند شد که با توجه به اصل انتخاب رويکرد اصلح به مقتضاي حال، رويکردي تلفيقي انتخاب شود[1]. يعني به مجموعهاي جامع، کم عيب و کارآمد دست يافت و ملاک انتخاب رويکرد مناسب را نيز همان نزديکي به قطب فعال يادگيري قلمداد نمود. به اين ترتيب رويکرد جديد آموزش علوم تنها يک پيام براي همه معلمان دارد: «در هر نقطه اي که قرار داريد، بکوشيد دست کم، يک گام از يادگيري انفعالي، به سوي يادگيري فعال برداريد».
منظور از رويکرد فعال، رويکردي است که در آن يادگيرنده، خود به نحوي در فرآيند ياددهي و يادگيري دخالت و مشارکت داشته باشد. بنابراين هرگاه تدريس به گونهاي سازماندهي شود که ضمن تناسب با علاقمنديهاي يادگيرنده، او را در شروع کار با موضوع درگير کند و در تمام فرآيند تدريس نيز به تناسب توانمنديهاي يادگيرنده ادامه يابد، ميتوان گفت که در این روش تدریس از رويکرد فعال استفاده شده است.
بنابراين مي توان گفت اين رويکرد در پي آن است که به نحوي، نقاط قوت رويکردها و روشهاي گوناگون را در کنار هم به کار گيرد و از اين راه نقاط ضعف و کاستيهاي هر رويکرد و روش را به کمک ساير روشها پوشش دهد. رویکرد ياددهي و يادگيري فعال، با نظريه «ماريا مونته سوري»[2] در توجه به آموزش حسي، ايجاد تعادل و هماهنگي، تربيت شيوههاي به كارگيري حواس در دريافت اطلاعات، روش مشاهده، آزمايش و تجزيه و تحليل اشتراک نظر داشته و بخش اعظم اين نظريه را به کار بسته است. همچنین با نظريه «واشبرون»[3] در لزوم توجه به آموختن راه يادگيري و روش کسب آگاهیها، هماهنگي دارد. رویکرد فعال با طرح «دالتون»[4] در دادن آزادي به دانشآموزان جهت انجام فعاليتها (فعاليتهاي آزاد خارج از کلاس) همراهي ميکند. اين رويكرد به يادگيري مشارکتي، تشريك مساعي، همفكري و يادگيري از طريق همياري، اهميت زيادي داده و از همه مهمتر با نظریههای «جان ديويي»[5] درباره روش حل مسأله وفاق فراوان دارد.
زير بناي فکري رويکرد فعال را ساختنگرايي تشکيل ميدهد. بنابراين ميتوان دريافت كه رويکرد فعال بر مشارکت فعال دانشآموز در فرايند ياددهي و يادگيري تاكيد زيادي دارد. در نظريه ساختنگرايي به بررسي علمي رويدادهاي ذهني نظير: اکتساب، پردازش، اندوختن و بازيافت اطلاعات پرداخته ميشود. بنابراين تأکيد اصلي در اين نظريه تحليل شناختي يادگيري در ساختار ذهني يادگيرنده است که نه تنها معلومات پيشين او را در بر مي گيرد؛ بلکه راهبردهايي را نيز شامل ميشود که ممکن است يادگيرنده براي تأثير در وضع موجود به کار بندد. در نظريه ساختنگرايي، يادگيري فرايندي فعال از ساختن يا بر هم نهادن چهارچوبي از مفاهیم و به دست آوردن فعالانه دانش، اطلاعات و مفاهيم است. نظريه ساختنگرايي نقش فعالي براي يادگيرنده در نظر ميگيرد. در این نظريه، به جاي آنکه فراگیر فقط بشنود، بخواند و به حل تمرينهاي کاملاً تکراري و عادي بپردازد، بايد بحث و گفتگو کند، فرضيه بسازد، تحقيق و طراحي کند و ديدگاههاي ديگران را مورد نقد و بررسي قرار دهد تا زمينه هاي رشد و پرورش تفكر خلاق و انتقادي فراهم گردد.
«ويگوتسكي»[6] از نظريه پردازان ساختنگرايي معتقد است كه براي اتخاذ رويكرد فعال و افزايش كارايي يادگيري، بايد دانشآموزان با يكديگر و نيز ساير افراد مرتبط با موضوع يادگيري به تعامل بپردازند. وي معتقد است كه ميزان يادگيري دانشآموزان از يكديگر در مقايسه با ميزان يادگيري از معلم و كتاب درسي بيشتر است. يادگيري اجتماعي يا مشاركتي كه اساس نظريه ويگوتسكي را تشكيل ميدهد، بيانگر بنا کردن دانش و مفاهيم به صورت اجتماعي و همراه با ديگران است. طبق اين نظريه، دانش و مفاهيم تا حد زيادي بار اجتماعي داشته و نميتوان آنها را به طور انفرادي بنا کرد. انسانها از راه گفتگو با هم بهتر به مفاهيم پي ميبرند.
عليرغم اينكه در نظريههاي يادگيري جديد، توجه زيادي به دانشآموز شده است؛ اما اين کافي نيست که فقط دانشآموز در وضعيت فعال قرار گيرد؛ بلکه بايد معلم هدايت او را بر عهده گرفته و به او کمک کند تا مفاهيم و نظريههاي علمي را دوباره کشف كرده و با نظارت كامل بر عملكرد دانشآموز، نگرشها و مهارتهاي كسب شده را مورد بازبيني و اصلاح قرار داده و مانع ايجاد كج فهمي و نگرشهاي منفي در وي گردد.
با بهكارگيري رويكرد فعال ميتوان طيف وسيعي از انواع فعاليتها و اهداف آموزشي را تحت پوشش قرار داد. «جويس»[7]، «ويل»[8] و«كالهون»[9] نويسندگان كتاب الگوهاي تدريس 2004 (ترجمه بهرنگي، 1384) معتقد هستند كه با مشخص كردن اهداف مورد نظر آموزشي و اتخاذ الگو و روش تدريس مناسب، ميتوان به نحو مؤثري از رويكرد ياددهي- يادگيري فعال استفاده كرد. تعدادي از الگوها و روشهاي تدريس مناسب جهت بهكارگيري در رويكرد فعال عبارتند از:
1. پرورش تفکر خلاق و حل مسايل به روش استقرايي با استفاده از روش تدريس تکوين مفهوم.
2. كسب و درك مفاهيم و ارزيابي تفکر با استفاده از روش تدريس دريافت مفهوم.
3. تحليل مسايل جاري و ساير مسايل اجتماعي با استفاده از روش تدريس محاکم قضايي و ايفاي نقش.
4. شکستن قالبهاي حاکم بر تفکر و رشد تفکر واگرا با استفاده از روش تدريس بديعه پردازي و تفحص گروهي.
5. همکاري در فرایند آزمودن فرضيه ها با استفاده از روش تدريس تفحص گروهي و کاوشگري علمي.
6. تقويت استدلال علمي با استفاده از روش تدريس کاوشگري، بديعه پردازي، تفحص گروهي و شبيهسازي.
7. اشراف بر مجموعه پيچيدهاي از مطالب با استفاده از روش تدريس يادسپاري، کاوشگري علمي و تفحص گروهي (همان).
البته بايد اذعان كرد که از ميان روشهاي تدريس ذكر شده، برخي تناسب بيشتري با رويكرد ياددهي- يادگيري فعال دارند و برخي نيز از نظر استفاده داراي محدوديت هستند؛ اما ميتوان به منظور بهرهمندي از مزاياي روشهاي تدريس ذكر شده، از ترکيب چند روش استفاده كرد. به عنوان مثال استفاده از روشهاي پژوهش گروهي، آموزش کاوشگري، ايفاي نقش و شبيه سازي در رويکرد فعال آموزش علوم بسيار کارآمد است؛ ولي اين بدان معنا نيست که از روشهايي چون بحث گروهي، پرسش و پاسخ استفاده نشود. به هر حال در زير به معرفي روشهايي پرداخته خواهد شد که با رويکرد فعال در آموزش علوم تناسب بيشتري داشته باشند.
[1] رويكرد تلفيقي آميختهاي از چند رويكرد است كه ميتوان با توجه به موضوع مورد بحث و شرايط كلاس درس از آن استفاده نمود و از مزاياي همه رويكردها در زمان واحد استفاده كرد.
[2] Maria Montessori
[3] Washburn
[4] Dalton
[5] John Dewey
[6] Vigotsky
[7] Bruce R. Joyce
[8] Marsha Weil
این وبلاگ صرفا برای اطلاع رسانی در زمینه تکنولوژی آموزشی ایجاد شده است.ومتعلق به همه تکنولوژیست های آموزشی می باشد