مهندسی نظامهای شناختی
مهندسی نظامهای شناختی با بروز نياز به درك الگوها و اصول در تعامل انسان-رایانه و پشتيباني از طراحی واسطهاي انسان – رایانه ظهور کرد. پژوهش در اين زمینه تلاش كرد تا سازوارههاي ذهني را در مقياس شناختی خرد و روی وظايف خاصی ترسیم گردد كه در مركز تعامل با رایانهها و ابزارهای رایانهاي بود. مهندسی نظامهای شناختی نوعي علوم شناختي كاربردي است كه سعي در بکارگیری موارد شناخته شدهای از علوم براي طراحي و ساخت دستگاهها دارد. اين روند در بردارنده کار دشواری است. از يك سو، به صورت واقعی دانش و علم بسیاری در علوم شناختي وجود دارد كه مي تواند اعمال شود، اما از طرف ديگر، فقدان دانش ما چالشهای خاصی را ایجاد می کند. از يك سو، كامپيوترها با سرعتی سرسامآور مشکلات خاصی در استفاده دارند، از سوي ديگر، بکارگیری بسیاری از وسايل دشوار است- این مسئله محدود به كامپيوترها نيست، مشکلات اساسي در درك و استفاده از پيچيدهترين وسايل است. بنابراين هدف مهندسی نظامهای شناختي درك اين مسائل است، تا نشان دهد چگونه انتخابهای موجود را بهتر سازيم، چگونه توسعه در يك حيطه به نقص در حيطهاي ديگر منجر ميشود.
مهندسی نظامهای شناختی از منظر تحلیل شناختی وظیفه ارزشمند است. تلاشهاي پژوهشی و پیشرفته در مهندسی نظامهای شناختی بر زمینهای غنی از روشهاي تحليل شناختي وظيفه متكي است. اين شامل تحليل اسناد، فرمهاي بيشمار مصاحبههاي ساختاریافته، تحليلهاي محل كاری، تحليل الگوهاي كاري، پیمایشها، پرسشنامهها، و مواردی از این قبیل ميباشد.
منبع: هافمن، میلی تیلو (۲۰۰۸)، دیدگاههای تحلیل شناختی وظیفه ترجمه: حسین زنگنه، هاجر فرهودی، فاطمه زمانی و مائده جنیدی، تهران: آییژ
این وبلاگ صرفا برای اطلاع رسانی در زمینه تکنولوژی آموزشی ایجاد شده است.ومتعلق به همه تکنولوژیست های آموزشی می باشد