چکیده

 

با گام نهادن در قرن بیست و یکم با دنیایی از تغییرات در زمینه های مختلف مواجه شده ایم. به وجود آمدن فناوریها در تمام علوم و همچنین این تغییرات در محتوای کتابهای مدارس و دانشگاه هم خود را نشان دادند. فضای آموزش و برنامه ریزی درسی و روش های تدریس هم خودبه خود بی تاثیر از دنیای پیچیده ی هزاره ی سوم نبودند. با آمدن این همه پیشرفتها و پیچیده شدن جهان، می طلبد که در تمامی زمینه ها به یک سیستم مدیریتی تجهیز شویم تا کارها به درستی پیش برود. این موضوع باعث شده که نگرشهای مردم را عوض کرده و هر کسی با دید مخصوص خود دنیا را و پیچیدگی هایش را ببیند و تحلیل کند که این مهم مستلزم آن است مدیران توانایی که آشنا به روانشناسی باشند برداشت های متفاوت مردم را در میان این همه شگفتی سمت و سو بدهند. البته این کار خطیر در آموزش و پرورش که بر عهده ی مدیران است می توانند با استفاده از روانشناسی تربیتی که پاسخگوی تغییرات آموزشی و پرورشی است، دانش آموزان را در جهت یادگیری به

موقع و مناسب هدایت کنند. مسائل اساسی در آموزش و پرورش هزاره ی سوم مثل جمعیت فزاینده ی دانش آموزی و برنامه ریزی درسی دقیق و همچنین کیفیت آموزش و استاندارد کردن این آموزشها با استانداردهای علمی جهانی و... به وجود آمد. وظایف مدیران در مدارس بسیار محسوس و ضروری است که باعث می شوند فضای یادگیری آزادتر، امن تر و غنی تر باشدو هر چه مدیران انگیزه ی تعلیم دادن معلمان را بالا ببرند و زمینه ی انگیزه ی دانش آموزان را ایجاد کنند موفق تر خواهند بود. برنامه درسی نیز از وظایف مهم مدیران در حیطه ی آموزشی است.

 

واژه های کلیدی: آموزش - برنامه ریزی درسی - دانش آموزان - روانشناسی تربیتی مدیریت.